غزل شمارهٔ 487
Poet: Jami
Toggle stanza 1نه بشر خوانمت ای دوست نه حور و نه پری
نه بشر خوانمت ای دوست نه حور و نه پری
این همه بر تو حجاب است تو چیز دگری
نور پاکی و فسانه ست حدیث گل و آب
لطف محضی و بهانه ست لباس بشری
جلوه حسن تو از شکل مبراست ولی
می توانی که به هر شکل کنی جلوه گری
هیچ صورت نتواند که کند بند تو را
در صور ظاهری اما نه اسیر صوری
جان همی دانمت آن دم که نهان می آیی
عمر می خوانمت آنجا که روان می گذری
حد اندیشه نباشد صفت خوبی تو
هرچه اندیشه کند خاطر ازان خوبتری
در مرایای صور ناظر منظور تویی
وحدت ذات تو از وهم دویی هست بری
می کنی جلوه نخست از رخ خوبان جهان
آنگه از دیده عشاق درآن می نگری
گر نه از دیده عشاق تو باشی ناظر
کیست جامی که کند دعوی صاحبنظری
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
رفت سرما و صبا می دهد از گل خبری
پس ازین ما و لب جوی و رخ سیم بری
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1991
به دغل کی بگزیند دل یارم یاری
کی فریبد شه طرار مرا طراری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2871
مرغ اندیشه که اندر همه دلها بپری
به خدا کز دل و از دلبر ما بیاثری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2872
رو رو ای جان سبک خیز غریب سفری
سوی دریای معانی که گرامی گهری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2873
سحری کرد ندایی عجب آن رشک پری
که گریزید ز خود در چمن بیخبری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2874
نی تو شکلی دگری سنگ نباشی تو زری
سنگ هم بوی برد نیز که زیباگهری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2875
هر کی از نیستی آید به سوی او خبری
اندر او از بشریت بنماید اثری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2891
خواستم تا زُحَلی گویم و منحوس تو را
باز گویم نه، که صد بار از او نحستری
SaadiKhabithat va Majalis al-Hazlخبیثاتشمارهٔ 45
بخت آیینه ندارم که در او مینگری
خاک بازار نیرزم که بر او میگذری
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 545
خواستم تا زحلی گویمت از روی قیاس
بازگویم نه که صدباره ازو نحستری
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 201
Sources
Persian text source: Ganjoor

