غزل شمارهٔ 1991
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1رفت سرما و صبا می دهد از گل خبری
رفت سرما و صبا می دهد از گل خبری
پس ازین ما و لب جوی و رخ سیم بری
از پی آنکه در آیند بهشتی رویان
باغ گویی که گشادست ز فردوس دری
نیکویان در چمن و دیده نرگس بر گل
با چنان چشم، دریغا که ندارد نظری
غنچه گر دعوی مستوری و مستی می کرد
بعد از آن بینیش از دست صبا جامه دری
تو و صحن چمن، ای مرغ و من و کوی کسی
که ترا هست به گل عشق و مرا با شکری
بلبل از تیزی آواز جگرها بشکافت
مرده باشد که ندارد ز جراحت اثری
سرو را فاخته می گفت که سرسبز بمان
گر چه از شاخ جوانیت نخوردیم بری
خسرو این سکه گفتار که در مدح تو زد
غرض اخلاص تو بودست نه سیم و نه زری
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
نه بشر خوانمت ای دوست نه حور و نه پری
این همه بر تو حجاب است تو چیز دگری
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 487
به دغل کی بگزیند دل یارم یاری
کی فریبد شه طرار مرا طراری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2871
مرغ اندیشه که اندر همه دلها بپری
به خدا کز دل و از دلبر ما بیاثری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2872
رو رو ای جان سبک خیز غریب سفری
سوی دریای معانی که گرامی گهری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2873
سحری کرد ندایی عجب آن رشک پری
که گریزید ز خود در چمن بیخبری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2874
نی تو شکلی دگری سنگ نباشی تو زری
سنگ هم بوی برد نیز که زیباگهری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2875
هر کی از نیستی آید به سوی او خبری
اندر او از بشریت بنماید اثری
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2891
خواستم تا زُحَلی گویم و منحوس تو را
باز گویم نه، که صد بار از او نحستری
SaadiKhabithat va Majalis al-Hazlخبیثاتشمارهٔ 45
بخت آیینه ندارم که در او مینگری
خاک بازار نیرزم که بر او میگذری
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 545
خواستم تا زحلی گویمت از روی قیاس
بازگویم نه که صدباره ازو نحستری
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 201
Sources
Persian text source: Ganjoor

