غزل شمارهٔ 76

Poet: Saadi

Metre: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

Rhyme: ماست

Poems with the same metre and rhyme: 9

Poetic form: Ghazal

Toggle stanza 1
یارا بهشت صحبت یاران همدم است
1
یارا بهشت صحبت یاران همدم است
دیدار یار نامتناسب جهنم است
2
هر دم که در حضور عزیزی برآوری
دریاب کز حیات جهان حاصل آن دم است
3
نه هرکه چشم و گوش و دهان دارد آدمی‌ست
بس دیو را که صورت فرزند آدم است
4
آن است آدمی که در او حُسنِ سیرتی
یا لطف صورتی‌ست، دگر حشو عالم است
5
هرگز حسد نبرده و حسرت نخورده‌ام
جز بر دو روی یار موافق که در هم است
6
آنان که در بهار به صحرا نمی‌روند
بوی خوش ربیع بر ایشان مُحَرَّم است
7
وان سنگ‌دل که دیده بدوزد ز روی خوب
پندش مده که جهل در او نیک محکم است
8
آرام نیست در همه عالم به‌اتفاق
ور هست در مجاورتِ یارِ مَحْرَم است
9
گر خون تازه می‌رود از ریش اهل دل
دیدار دوستان که ببینند مرهم است
10
دنیا خوش است و مال عزیز است و تن شریف
لیکن رفیق بر همه چیزی مقدم است
11
مُمسِک برای مال همه‌ساله تنگ‌دل
سعدی به روی دوست همه‌روزه خرم است

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

گر باغ پر شکوفه و گلزار خرم است

ما را چه سود، چون دل ما بسته غم است

Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 313

از مقتبسات مشکات نبوت است این حدیث که «من عشق وعف و کتم فمات مات شهیدا» یعنی: هر که در جاذبه عشق آویزد و با لطایف عشق آمیزد و در آن طریقه عفت و کتمان پیش گیرد چون بمیرد شهید میرد.

و شرط عفت و کتمان از برای آن است که چون به میل طبع و هوای نفس آلوده باشد و در وصول به آن وسایط توسل جویند و اظهار کنند از قبیل شهوات نفس حیوانی است نه از فضایل روح انسانی.

JamiBaharistanروضهٔ پنجم (در عشق و ذکر حال عاشقان)بخش 1

رخشنده جرم خور که بر این سبز طارم است

قندیل گورخانه شاهان عالم است

JamiDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 6

دریا فراخ و کشتی ما بی معلم است

این درد زان زیاده که پایان موسم است

UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 70

هر خنده دریچه ی گشاینده ی غم است

هر انتعاش نایره ی قفل ماتم است

UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 71

گر تکیه گاه گلخن و گر مسند جم است

رویم به روی محنت و لب بر لب غم است

UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 72

اخترشناس در روش بخت من گم است

مشکل فتاده کار نه در دست انجم است

Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 114

کارم چو زلف یار پریشان و دَرهم است

پشتم به‌سان ابروی دل‌دار پرخَم است

SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 75

گفتم چه کرده‌ام که نگاهم نمی‌کنی؟

وآن دوستی که داشتی اول چرا کم است؟

SaadiDivan-e AshʿarQitʿatقطعه شمارهٔ 3

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor