غزل شمارهٔ 219
Poet: Saadi
Toggle stanza 1کسی که روی تو دیدهست حال من داند
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
اگر نسیم صبا زلف او برافشاند
هزار جان مقید ز بند برهاند
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 933
اگر ز پیش برانی مرا که بر خواند
وگر مراد نبخشی که از تو بستاند؟
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 935
فسرده را سخن از عاشقی نباید راند
که گرد عافیت از آستین جان نفشاند
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 951
جولاهی در خانه دانشمندی ودیعتی نهاد، چون یکچند برآمد به آن محتاج شد، پیش وی رفت، دید که بر در سرای خود بر مسند تدریس نشسته و جمعی از شاگردان پیش وی صف بسته.
گفت: ای استاد به آن ودیعت احتیاج دارم گفت: ساعتی بنشین تا از درس فارغ شوم چون جولاه بنشست، مدت درس او دیر کشید و وی مستعجل بود و عادت آن دانشمند آن بود که در وقت درس گفتن سر خود می جنبانید جولاه را تصور آن شد که درس گفتن همان سر جنبانیدن است.
JamiBaharistanروضهٔ ششم (در مطایبه)بخش 9

