غزل شمارهٔ 75
Toggle stanza 1کارم چو زلف یار پریشان و دَرهم است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
گر باغ پر شکوفه و گلزار خرم است
ما را چه سود، چون دل ما بسته غم است
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 313
از مقتبسات مشکات نبوت است این حدیث که «من عشق وعف و کتم فمات مات شهیدا» یعنی: هر که در جاذبه عشق آویزد و با لطایف عشق آمیزد و در آن طریقه عفت و کتمان پیش گیرد چون بمیرد شهید میرد.
و شرط عفت و کتمان از برای آن است که چون به میل طبع و هوای نفس آلوده باشد و در وصول به آن وسایط توسل جویند و اظهار کنند از قبیل شهوات نفس حیوانی است نه از فضایل روح انسانی.
JamiBaharistanروضهٔ پنجم (در عشق و ذکر حال عاشقان)بخش 1
رخشنده جرم خور که بر این سبز طارم است
قندیل گورخانه شاهان عالم است
JamiDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 6
دریا فراخ و کشتی ما بی معلم است
این درد زان زیاده که پایان موسم است
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 70
هر خنده دریچه ی گشاینده ی غم است
هر انتعاش نایره ی قفل ماتم است
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 71
گر تکیه گاه گلخن و گر مسند جم است
رویم به روی محنت و لب بر لب غم است
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 72
اخترشناس در روش بخت من گم است
مشکل فتاده کار نه در دست انجم است
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 114
یارا بهشت صحبت یاران همدم است
دیدار یار نامتناسب جهنم است
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 76
گفتم چه کردهام که نگاهم نمیکنی؟
وآن دوستی که داشتی اول چرا کم است؟
SaadiDivan-e AshʿarQitʿatقطعه شمارهٔ 3

