رباعی شمارهٔ 22
Poet: Saadi
Toggle stanza 1چون حال بدم در نظر دوست نکوست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
از دوستی دوست نگنجم در پوست
در پوست نگنجم که شهم سخت نکوست
RumiDivan-e ShamsRubaiyatرباعی شمارهٔ 154
امشب منم و طواف کاشانهٔ دوست
میگردم تا بصبح در خانهٔ دوست
RumiDivan-e ShamsRubaiyatرباعی شمارهٔ 170
ای بیخبر از مغز شده غره بپوست
هشدار که در میان جان داری دوست
RumiDivan-e ShamsRubaiyatرباعی شمارهٔ 180
خواهی که ترا کشف شود هستی دوست
بر رو به درون مغز و برخیز ز پوست
RumiDivan-e ShamsRubaiyatرباعی شمارهٔ 294
دلدار اگر مرا بِدِراند پوست
افغان نکنم نگویم این درد از اوست
RumiDivan-e ShamsRubaiyatرباعی شمارهٔ 322
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
تا کرد مرا تهی و پر کرد از دوست
RumiDivan-e ShamsRubaiyatرباعی شمارهٔ 360
آنکس که به یاد او مرا کار نکوست
با دشمن من همی زید در یک پوست
SanaiDivan-e AshʿarRubaiyatرباعی شمارهٔ 75
ایزد، که جهان در کنف قدرت اوست
دو چیز به تو بداد، کان سخت نکوست
IraqiDivan-e AshʿarRubaiyatرباعی شمارهٔ 33
آگه نیم از عیش که شهد چه گلوست
راحت نشناسم که چه می، در چه سبوست
UrfiRubaʿi-haرباعی شمارهٔ 62
گل بین که گلابِ ابر میدارد دوست
وز خنده چو پسته مینگنجد در پوست
AttarMukhtar-namehباب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل داردشمارهٔ 13
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

