رباعی شمارهٔ 75
Poet: Sanai
Toggle stanza 1آنکس که به یاد او مرا کار نکوست
آنکس که به یاد او مرا کار نکوست
با دشمن من همی زید در یک پوست
گر دشمن بنده را همی دارد دوست
بدبختی بندهست نه بدعهدی اوست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
از دوستی دوست نگنجم در پوست
در پوست نگنجم که شهم سخت نکوست
RumiDivan-e ShamsRubaiyatرباعی شمارهٔ 154
امشب منم و طواف کاشانهٔ دوست
میگردم تا بصبح در خانهٔ دوست
RumiDivan-e ShamsRubaiyatرباعی شمارهٔ 170
ای بیخبر از مغز شده غره بپوست
هشدار که در میان جان داری دوست
RumiDivan-e ShamsRubaiyatرباعی شمارهٔ 180
خواهی که ترا کشف شود هستی دوست
بر رو به درون مغز و برخیز ز پوست
RumiDivan-e ShamsRubaiyatرباعی شمارهٔ 294
دلدار اگر مرا بِدِراند پوست
افغان نکنم نگویم این درد از اوست
RumiDivan-e ShamsRubaiyatرباعی شمارهٔ 322
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
تا کرد مرا تهی و پر کرد از دوست
RumiDivan-e ShamsRubaiyatرباعی شمارهٔ 360
از بس که بیازرد دل دشمن و دوست
گویی به گناه مسخ کردندش پوست
SaadiDivan-e AshʿarRubaiyatرباعی شمارهٔ 20
ای در دل من رفته چو خون در رگ و پوست
هرچ آن به سر آیدم ز دست تو نکوست
SaadiDivan-e AshʿarRubaiyatرباعی شمارهٔ 21
چون حال بدم در نظر دوست نکوست
دشمن ز جفا گو ز تنم برکن پوست
SaadiDivan-e AshʿarRubaiyatرباعی شمارهٔ 22
غازی ز پی شهادت اندر تک و پوست
وآن را که غم تو کُشت، فاضلتر ازوست
SaadiDivan-e AshʿarRubaiyatرباعی شمارهٔ 23
Sources
Persian text source: Ganjoor
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

