رباعی شمارهٔ 20
Poet: Saadi
Toggle stanza 1از بس که بیازرد دل دشمن و دوست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
از دوستی دوست نگنجم در پوست
در پوست نگنجم که شهم سخت نکوست
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 154
امشب منم و طواف کاشانهٔ دوست
میگردم تا بصبح در خانهٔ دوست
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 170
ای بیخبر از مغز شده غره بپوست
هشدار که در میان جان داری دوست
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 180
خواهی که ترا کشف شود هستی دوست
بر رو به درون مغز و برخیز ز پوست
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 294
دلدار اگر مرا بِدِراند پوست
افغان نکنم نگویم این درد از اوست
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 322
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
تا کرد مرا تهی و پر کرد از دوست
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 360
آنکس که به یاد او مرا کار نکوست
با دشمن من همی زید در یک پوست
SanaiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 75
ایزد، که جهان در کنف قدرت اوست
دو چیز به تو بداد، کان سخت نکوست
IraqiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 33
آگه نیم از عیش که شهد چه گلوست
راحت نشناسم که چه می، در چه سبوست
UrfiRubaʿi-haرباعی شمارهٔ 62
گل بین که گلابِ ابر میدارد دوست
وز خنده چو پسته مینگنجد در پوست
AttarMukhtar-namehباب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل داردشمارهٔ 13

