غزل شمارهٔ 31
Poet: Saadi
Toggle stanza 1چه فتنه بود که حسن تو در جهان انداخت
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چه تیر بود که چشم تو ناگهان انداخت؟
که بر نشانه دلهای عاشقان انداخت
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 335
خَمی که ابرویِ شوخِ تو در کمان انداخت
به قصد جانِ منِ زارِ ناتوان انداخت
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 16
بنفشه پیش خطت قفل بر زبان انداخت
گهر ز شرم لبت سنگ در دهان انداخت
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1646
به یک گره که دو چشمت بر ابروان انداخت
هزار فتنه و آشوب در جهان انداخت
IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 10
چو آفتاب رخت سایه بر جهان انداخت
جهان کلاه ز شادی بر آسمان انداخت
IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 11
نشسته بودم ودی در وثاق می گفتم
چه فتنه بود که ایام در جهان انداخت
UrfiQitʿatشمارهٔ 3 - ستایش
چو شمع سوز دلم عشق بر زبان انداخت
دگر نخواستی آتش مرا به جان انداخت
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 10 - ایضا در مدح خان خانان بن بیرام خان واقعست

