غزل شمارهٔ 1646
Poet: Saib
Toggle stanza 1بنفشه پیش خطت قفل بر زبان انداخت
بنفشه پیش خطت قفل بر زبان انداخت
گهر ز شرم لبت سنگ در دهان انداخت
ز سنگ تفرقه یک شیشه درست نماند
چه فتنه بود که زلف تو در میان انداخت
کدام سینه هدف شد، که ناوکش خود را
نفس گداخته در خانه کمان انداخت
گلاب صبح قیامت کجا به هوش آرد؟
مرا که حیرت دیدار از زبان انداخت
اگر به دامن همت غبار نشیند
ز آسیای فلک آب می توان انداخت
ازان به دیده خورشید، عشق سوزن زد
که طرح بوسه بر آن خاک آستان انداخت
فسردگی نفس شعله را گره زده بود
سپند، زمزمه عشق در میان انداخت
به کلک قدرت صائب شکستگی مرساد!
که طرز حافظ شیراز در میان انداخت
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چه تیر بود که چشم تو ناگهان انداخت؟
که بر نشانه دلهای عاشقان انداخت
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 335
خَمی که ابرویِ شوخِ تو در کمان انداخت
به قصد جانِ منِ زارِ ناتوان انداخت
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 16
چه فتنه بود که حسن تو در جهان انداخت
که یک دم از تو نظر بر نمیتوان انداخت
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 31
به یک گره که دو چشمت بر ابروان انداخت
هزار فتنه و آشوب در جهان انداخت
IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 10
چو آفتاب رخت سایه بر جهان انداخت
جهان کلاه ز شادی بر آسمان انداخت
IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 11
نشسته بودم ودی در وثاق می گفتم
چه فتنه بود که ایام در جهان انداخت
UrfiQitʿatشمارهٔ 3 - ستایش
چو شمع سوز دلم عشق بر زبان انداخت
دگر نخواستی آتش مرا به جان انداخت
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 10 - ایضا در مدح خان خانان بن بیرام خان واقعست
Sources
Persian text source: Ganjoor

