Section
Ghazaliyat
Poems
غزل شمارهٔ 2151در سفر هوای تو بیخبرم به جان تو
غزل شمارهٔ 2152سخت خوش است چشم تو و آن رخ گلفشان تو
غزل شمارهٔ 2153ای تو امان هر بلا، ما همه در امان تو
غزل شمارهٔ 2154هین کژ و راست میروی باز چه خوردهای بگو
غزل شمارهٔ 2155کی ز جهان برون شود جزو جهان هله بگو
Say, how shall a part of the world depart from the world? How shall moisture escape from water, one leap from two?
غزل شمارهٔ 2156سیمبرا ز سیم تو سیمبرم به جان تو
غزل شمارهٔ 2157سنگ شکاف میکند در هوس لقای تو
The rock splits open in yearning to encounter you; the soul beats wing and pinion in the joy of your air.
غزل شمارهٔ 2158من که ستیزه روترم در طلب لقای تو
غزل شمارهٔ 2159باده چو هست ای صنم بازمگیر و نی مگو
غزل شمارهٔ 2160ندیدم در جهان کس را که تا سر پر نبودهست او
غزل شمارهٔ 2161اگر نه عاشق اویم چه میپویم به کوی او
غزل شمارهٔ 2162دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان تو
غزل شمارهٔ 2163چو شیرینتر نمود ای جان مها شور و بلای تو
غزل شمارهٔ 2164اگر بگذشت روز ای جان به شب مهمان مستان شو
غزل شمارهٔ 2165فقیر است او فقیر است او فقیر ابن الفقیر است او
غزل شمارهٔ 2166دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان تو
Again I am raging. I am in such a state by your soul that every bond you bind, I break, by your soul.
غزل شمارهٔ 2167دل آتش پذیر از توست برق و سنگ و آهن تو
غزل شمارهٔ 2168نمیگفتی مرا روزی که ما را یار غاری تو
غزل شمارهٔ 2169ز مکر حق مباش ایمن اگر صد بخت بینی تو
غزل شمارهٔ 2170هر شش جهتم ای جان منقوش جمال تو
All my six directions, Beloved, are graven with your beauty, you shine in the mirror, since it has been polished by you.
غزل شمارهٔ 2171گشتهست طپان جانم ای جان و جهان برگو
غزل شمارهٔ 2172هم آگه و هم ناگه مهمان من آمد او
Both aware and untimely he came as my guest; my heart said, “Who has come?” My soul said, “The moonfaced moon.”
غزل شمارهٔ 2173چنگ خردم بگسل تاری من و تاری تو
غزل شمارهٔ 2174ای یار قلندردل دلتنگ چرایی تو
غزل شمارهٔ 2175در خشکی ما بنگر وآن پرده تر برگو
غزل شمارهٔ 2176آن دلبر عیار جگرخواره ما کو
غزل شمارهٔ 2177خزان عاشقان را نوبهار او
غزل شمارهٔ 2178تو کمترخوارهای هشیار میرو
غزل شمارهٔ 2179تو جام عشق را بستان و میرو
غزل شمارهٔ 2180از این پستی به سوی آسمان شو
From these depths depart towards heaven; may your soul be happy, journey joyfully.
غزل شمارهٔ 2181دل و جان را طربگاه و مقام او
غزل شمارهٔ 2182به پیشت نام جان گویم زهی رو
غزل شمارهٔ 2183به پیشت نام جان گویم زهی رو
غزل شمارهٔ 2184بیا ای رونق گلزار از این سو
غزل شمارهٔ 2185چو بگشادم نظر از شیوه تو
غزل شمارهٔ 2186خداوندا چو تو صاحب قران کو
غزل شمارهٔ 2187گران جانی مکن ای یار برگو
غزل شمارهٔ 2188در این رقص و در این های و در این هو
غزل شمارهٔ 2189بازم صنما چه میفریبی تو
غزل شمارهٔ 2190دیدی که چه کرد آن پری رو
غزل شمارهٔ 2191ای رونق نوبهار برگو
غزل شمارهٔ 2192ای عارف خوش کلام برگو
غزل شمارهٔ 2193ای صید رخ تو شیر و آهو
غزل شمارهٔ 2194آن وعده که کردهای مرا کو
غزل شمارهٔ 2195خوش خرامان میروی ای جان جان بیمن مرو
Sweetly parading you go—my soul of soul, go not without me; life of your friends, enter not the garden without me.

