غزل شمارهٔ 1514

Toggle stanza 1
خداوندا مده آن یار را غم
1
خداوندا مده آن یار را غم
مبادا قامت آن سرو را خم
2
تو می دانی که جان باغ ما اوست
مبادا سرو جان از باغ ما کم
3
همیشه تازه و سرسبز دارش
بر او افشان کرامت‌ها دمادم
4
معظم دارش اندر دین و دنیا
به حق حرمت اسمای اعظم
5
وجودش در بنی آدم غریب است
بدو صد فخر دارد جان آدم
6
مخلد دار او را همچو جنت
که او جنات جنات است مبهم
7
ز رنج اندرون و رنج بیرون
معافش دار یا رب و مسلم
8
جهان شاد است وز او صد شکر دارد
که عیسی شکرها دارد ز مریم
9
دعاهایی که آن در لب نیاید
که بر اجزای روح است آن مقسم
10
مجاب و مستجابش کن پی او
که تو داناتری والله اعلم

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

شدم در گوشه میخانه محرم

گرفتم گوشه ای از جمله عالم

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 304

دو منظور موافق روی در هم

همه کس دوست می‌دارند و، من هم

SaadiKhabithat va Majalis al-Hazlخبیثاتشمارهٔ 36

رفیق مهربان و یار همدم

همه کس دوست می‌دارند و من هم

SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 353

بسی صورت بگردیدست عالم

وزین صورت بگردد عاقبت هم

SaadiMawaʿizQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 37 - در ستایش امیرانکیانو

دو امیرزاده در مصر بودند، یکی علم آموخت و دیگری مال اندوخت. عاقبة‌الاَمر آن یکی عَلّامهٔ عصر گشت و این یکی عزیزِ مصر شد.

پس این توانگر به چشمِ حقارت در فقیه نظر کردی و گفتی: من به سلطنت رسیدم و این همچنان در مَسْکَنَت بمانده است.

SaadiGolestanباب سوم در فضیلت قناعتحکایت شمارهٔ 2

هر که بدی را بکشد خلق را از بلای او برهاند و او را از عذاب خدای عزَّ و جَلَّ.

پسندیده‌ست بخشایش ولیکن

SaadiGolestanباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 16

چو دانستم که گردنده‌ست عالم

نیاید مرد را بنیاد محکم

SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 251

مسلم کن دل از هستی مسلم

دمادم کش قدح اینجا دمادم

SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 254

زهی پشت و پناه هر دو عالم

سر و سالار فرزندان آدم

SanaiDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 110

عزیزی گفت من عمری درین کار

بعقد و جد در بودم گرفتار

AttarAsrar-namehبخش چهاردهمبخش 6 - الحکایه و التمثیل

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor