غزل شمارهٔ 2691

Toggle stanza 1
نگفتم دوش ای زین بخاری
1
نگفتم دوش ای زین بخاری
که نتوانی رضا دادن به خواری
2
در آن جان‌ها که شکر روید از حق
شکر باشد ز هر حسیش جاری
3
اگر صد خنب سرکه درکشد او
نه تلخی بینی او را نی نزاری
4
خدایت چون سر مستی نداده‌ست
حذر کن تا سر مستی نخاری
5
از آن سر چون سر جان را شراب است
همی‌نوشد شراب اختیاری
6
ز تو خنده همی پنهان کند او
که او خمری است و تو مسکین خماری
7
چو داد آن خواجه را سرکه فروشی
چه شیرین کرد بر وی سوکواری
8
گوارش خر از آن رخسار چون ماه
کز آن یابند مردان خوشگواری
9
درآید در تن تو نور آن ماه
چنان کاندر زمین لطف بهاری
10
ببخشد مر تو را هم خلعت سبز
رهاند مر تو را از خاکساری
11
تصورها همه زین بوی برده
برون روژیده از دل چون دراری
12
تفضل ایها الساقی و اوفر
و لکن لا براح مستعار
13
و صبحنا بخمر مستطاب
فان الیمن جما فی ابتکار
14
و مسینا بخمر من صبوح
و دم و اسلم ایا خیر المداری

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

زهی رویت شکفته لاله زاری

در حسن ترا گل پرده داری

Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1925

کیم من بیدلی بی اعتباری

غریبی بی نصیبی خاکساری

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 936

برو زاهد به امیدی که داری

که دارم همچو تو امیدواری

HafezAshʿar-e Muntasabشمارهٔ 38

زمین از ترکتاز او غباری

فلک از کاروانش شیشه باری

SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6964

نگارا، کی بود کامیدواری

بیابد بر در وصل تو باری؟

IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 258

تورا گر نیست با من هیچ کاری

مرا با تو بسی کار است باری

AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 774

درآمد دوش دلدارم به یاری

مرا گفتا بگو تا در چه کاری

AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 778

تنی پیدا کن از مشت غباری

تنی محکم تر از سنگین حصاری

Allama IqbalPayam-e Mashriqلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 14

مشو نومید ازین مشت غباری

پریشان جلوهٔ ناپایداری

Allama IqbalPayam-e Mashriqلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 154

اگر در مشت خاک تو نهادند

دل صد پارهٔ خونابه باری

Allama IqbalPayam-e Mashriqلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 35

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor