غزل شمارهٔ 1357
Toggle stanza 1پیام کرد مرا بامداد بحر عسل
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
نسیم جان شنوم گوییا ز عالم دل
گشاده اند دری در حریم این منزل
JamiDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 14
به هشتصد و نود و پنج در شب شنبه
که بود سلخ مه فوت احمد مرسل
JamiDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 17 - تاریخ دیگر
حق آفتاب و جهان همچو سایه است ای دل
اما رایت الی الرب کیف مد الظل
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 559
صباح جمعه بُد و سادس ربیع نخست
که از دلم رخ آن ماهروی شد زائل
HafezAshʿar-e Muntasabشمارهٔ 61
به مرگ خواجه فلان هیچ گم نگشت جهان
که قائمست مقامش نتیجهٔ قابل
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 162
هر آدمی که نظر با یکی ندارد و دل
به صورتی ندهد صورتیست لایعقل
SaadiMawaʿizQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 34 - در ستایش علاءالدین جوینی صاحب دیوان
یکی در مسجدِ سنجار به تطوّع بانگ گفتی به ادایی که مستمعان را از او نفرت بودی و صاحب مسجد امیری بود عادلِ نیکسیرت، نمیخواستش که دلآزرده گردد. گفت: ای جوانمرد! این مسجد را مؤذّنانند قدیم، هر یکی را پنج دینار مرتّب داشتهام، تو را ده دینار میدهم تا جایی دیگر روی.
بر این قول اتّفاق کردند و برفت. پس از مدّتی در گذری پیش امیر باز آمد. گفت: ای خداوند! بر من حیف کردی که به ده دینار از آن بُقعه به در کردی که این جا که رفتهام، بیست دینارم همیدهند تا جای دیگر روم و قبول نمیکنم! امیر از خنده بیخود گشت و گفت: زنهار! تا نستانی که به پنجاه راضی گردند!
SaadiGolestanباب چهارم در فواید خاموشیحکایت شمارهٔ 13
ز هند و مکه ام آورده بر در تو امل
در تو کعبه ثانی و قبله اول
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 24 - این قصیده ایضا بعد از معاودت مکه معظمه در احمدآباد گجرات در مدح نورنگ خان گفته شده
به گوش دل پنهانی بگفت رحمت کل
که هر چه خواهی میکن ولی ز ما مسکل
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1358

