رباعی شمارهٔ 917
Poet: Rumi
Toggle stanza 1مجموع تن و قالب خود را بنگر
مجموع تن و قالب خود را بنگر
جوقی مستند و خفته بر همدیگر
مونس خواهی صلای بیداری زن
بر خفته منه پای و ازو در مگذر
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
دور از رخت ای سنگدل سیمینبر
لم یبق من الوجود عین و اثر
JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 49
چشم تو که ریخت خون صد خسته جگر
در ماتمشان کبود پوشید مگر
JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 50
چون حاصلِ آدمی درین جایِ دودَر
جز دردِ دل و دادنِ جان نیست دگر
KhayyamTaraneh-ha-ye Khayyam (Sadeq Hedayat)درد زندگی [25-16]رباعی 23
وقت سحر است خیز ای طرفه پسر
پر بادهٔ لعل کن بلورین ساغر
KhayyamRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 110
چرخا! فلکا! نه عقل داری، نه بصر
هرگز نکنی به حالِ آزاده نظر
KhayyamRubaʿiyat-e Khayyam be Pazhuhesh-e Sayyid ʿAli Mir-Afzaliرباعیات محتملشمارهٔ 26
آمد بر من، که؟ یار، کی؟ وقت سحر
ترسنده، ز که؟ ز خصم، خصمش که؟ پدر
RudakiRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 14
هرچند که هست عالم از خوبان پر
شیرازی و کازرونی و دشتی و لُر
SaadiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 77
ای گشته چو ماه و همچو خورشید سمر
خوی مه و خورشید مدار اندر سر
SanaiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 194
آن کس که چو او نبود در دهر دگر
در خاک شد از تیر اجل زیر و زبر
SanaiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 196
این عمر، که بردهای تو بییار بسر
ناکرده دمی بر در دلدار گذر
IraqiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 78
Sources
Persian text source: Ganjoor

