غزل شمارهٔ 1511
Toggle stanza 1بیا ای آنک بردی تو قرارم
11
بیا ای آنک بردی تو قرارم
درآ چون تنگ شکر در کنارم
22
دل سنگین خود را بر دلم نه
نمیبینی که از غم سنگسارم
33
بیا نزدیک و بر رویم نظر کن
نشانیها نگر کز عشق دارم
44
بسوزم پرده هفت آسمان را
اگر از سوز دل دودی برآرم
55
خزان گر باغ و بستان را بسوزد
بخنداند جهان را نوبهارم
66
جهان گوید که بازآ ای بهاران
که از ظلم خزان صد داغ دارم
77
بگردان ساقیا جام خزانی
که از عشق بهار اندر خمارم
88
بده چیزی که پنهان است چون جان
به جان تو مده بیش انتظارم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ز دستِ کوتهِ خود زیرِ بارم
که از بالابلندان شرمسارم
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 323
چه خوش بودی، دریغا، روزگارم؟
اگر با من خوشستی غمگسارم
IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 172
چه خوش بودی، دریغا، روزگارم؟
اگر در من نگه کردی نگارم
IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 173
هوای خانه و منزل ندارم
سر راهم غریب هر دیارم
Allama IqbalZabur-e ʿAjamGhazaliyatغزل شمارهٔ 34
خرد بر چهرهٔ تو پرده ها بافت
نگاهی تشنهٔ دیدار دارم
Allama IqbalPayam-e Mashriqلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 49
نه من بر مرکب ختلی سوارم
نه از وابستگان شهریارم
Allama IqbalPayam-e Mashriqلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 93
به گل پیراهنی امیدوارم
که خوشبو سازد آغوش و کنارم
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 424

