غزل شمارهٔ 2716

Toggle stanza 1
بگفتم با دلم آخر قراری
1
بگفتم با دلم آخر قراری
ز آتش‌های او آخر فراری
2
تو را می‌گویم و تو از سر طنز
اشارت می‌کنی خندان که آری
3
منم از دست تو بی‌دست و پایی
تو در کوی مهی شکرعذاری
4
دلم گفتا ندیدی آنچ دیدم
تو پنداری ز اکنون است کاری
5
منم جزوی و از خود کل کل است
وی است دریای آتش من شراری
6
ورا دیدم چو بحری موج می‌زد
و جان من ز بحر او بخاری
7
ز تبریز آفتابی رو نمودم
بشد رقاص جانم ذره واری
8
خداوند شمس دین چون یک نظر تافت
بجوشید آب خوش از جان ناری
9
ز هر قطره یکی جانی همی‌رست
همی‌پرید اندر لاله زاری

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

زهی رویت شکفته لاله زاری

در حسن ترا گل پرده داری

Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1925

کیم من بیدلی بی اعتباری

غریبی بی نصیبی خاکساری

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 936

برو زاهد به امیدی که داری

که دارم همچو تو امیدواری

HafezAshʿar-e Muntasabشمارهٔ 38

زمین از ترکتاز او غباری

فلک از کاروانش شیشه باری

SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6964

نگارا، کی بود کامیدواری

بیابد بر در وصل تو باری؟

IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 258

تورا گر نیست با من هیچ کاری

مرا با تو بسی کار است باری

AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 774

درآمد دوش دلدارم به یاری

مرا گفتا بگو تا در چه کاری

AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 778

تنی پیدا کن از مشت غباری

تنی محکم تر از سنگین حصاری

Allama IqbalPayam-e Mashriqلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 14

مشو نومید ازین مشت غباری

پریشان جلوهٔ ناپایداری

Allama IqbalPayam-e Mashriqلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 154

اگر در مشت خاک تو نهادند

دل صد پارهٔ خونابه باری

Allama IqbalPayam-e Mashriqلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 35

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor