رباعی شمارهٔ 225
Toggle stanza 1با دل گفتم که دل از او جیحونست
11
با دل گفتم که دل از او جیحونست
دلبر ترش است و با تو دیگر گونست
22
خندید دلم گفت که این افسونست
آخر شکر ترش ببینم چونست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
جایی که گذرگاه دل محزونست
آن جا دو هزار نیزه بالا خون ست
RudakiRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 3
شبها ز فراق تو دلم پر خونست
وز بیخوابی دو دیده بر گردونست
SanaiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 71
گرچه غمم از گریستن بیرونست
هر روز مرا گریستن افزونست
AttarMukhtar-namehباب بیست و ششم: در صفت گریستنشمارهٔ 46
این شیوه مصیبت که مرا اکنون است
چون شرح توان داد که حالم چونست
AttarMukhtar-namehباب بیست و ششم: در صفت گریستنشمارهٔ 6
دارم چشمی که قلزم وارونست
خون گشته دلی که منبع جیحونست
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 31
یاری که به حسن از صفت افزونست
در خانه درآمد که دل تو چونست
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 452

