رباعی شمارهٔ 363
Toggle stanza 1عشق تو در اطراف گیائی میتاخت
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
مسکین دل من بر آتش عشق گداخت
واندر طلب تو نقد هستی درباخت
JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 23
چون دل ز هوای دوست نتوان پرداخت
درمانش تحمل است و سر پیش انداخت
SaadiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 4
ای جان عزیز تن بباید پرداخت
گر با غم عشق و عاشقی خواهی ساخت
SanaiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 27
نردِ هوسِ وصال میباید باخت
اسبِ طمعِ محال میباید تاخت
AttarMukhtar-namehباب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودنشمارهٔ 27
در عشق تو اسبِ جان بسر خواهم تاخت
پروانه صفت پای ز پر خواهم ساخت
AttarMukhtar-namehباب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوقشمارهٔ 31
تا جاندارم گردِ تو میخواهم تاخت
میخواهم سوخت و نیز میخواهم ساخت
AttarMukhtar-namehباب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوقشمارهٔ 39
زان روز که حسنت علم عشق افراخت
هر چیز که دید پردهٔ روی تو ساخت
AttarMukhtar-namehباب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسدشمارهٔ 66
آن عشق مجرد سوی صحرا میتاخت
دیدش دل من ز کر و فرش بشناخت
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 139

