شمارهٔ 39
Poet: Attar
Toggle stanza 1تا جاندارم گردِ تو میخواهم تاخت
تا جاندارم گردِ تو میخواهم تاخت
میخواهم سوخت و نیز میخواهم ساخت
تو شاد بزی که نرد عشقت شب و روز
تا من باشم با تو همی خواهم باخت
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
مسکین دل من بر آتش عشق گداخت
واندر طلب تو نقد هستی درباخت
JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 23
آن عشق مجرد سوی صحرا میتاخت
دیدش دل من ز کر و فرش بشناخت
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 139
عشق تو در اطراف گیائی میتاخت
مسکین دل من دید نشانش نشناخت
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 363
چون دل ز هوای دوست نتوان پرداخت
درمانش تحمل است و سر پیش انداخت
SaadiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 4
ای جان عزیز تن بباید پرداخت
گر با غم عشق و عاشقی خواهی ساخت
SanaiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 27
نردِ هوسِ وصال میباید باخت
اسبِ طمعِ محال میباید تاخت
AttarMukhtar-namehباب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودنشمارهٔ 27
در عشق تو اسبِ جان بسر خواهم تاخت
پروانه صفت پای ز پر خواهم ساخت
AttarMukhtar-namehباب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوقشمارهٔ 31
زان روز که حسنت علم عشق افراخت
هر چیز که دید پردهٔ روی تو ساخت
AttarMukhtar-namehباب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسدشمارهٔ 66
Sources
Persian text source: Ganjoor

