غزل شمارهٔ 3106

Toggle stanza 1
فرست بادهٔ جان را به رسم دلداری
1

فرست بادهٔ جان را به رسم دلداری

بدان نشان که مرا بی‌نشان همی‌داری

2

بدان نشان که به هر شب چو ماه می‌تابی

ز ابر دل قطرات حیات می‌باری

3

چه قطره‌هاست که از حرف عشق می‌بارد

ز گل گلی بفزاید ز خار هم خاری

4

میان خار و گل این سینه‌ها چو بلبل مست

ضمیر عشق دل اندر سحر به سحر آری

5

هزار ناله کنم لیک بیخود از می عشق

چو چنگ بی‌خبرم از نوا و از زاری

6

از آن دمی که صراحی عشق تو دیدم

تهی و پر شده‌ام دم به دم قدح واری

7

میان جمع مرا چون قدح چه گردانی

چو شمع را تو در این جمع در نمی‌آری

8

مرا بپرس که این شمع کیست شمس الدین

که خاک تبریز از وی بیافت بیداری

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

بدین صفت که ببستی کمر به خونخواری

درست شد که نداری سر وفاداری

Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1911

هزار شکر خدا را که چون تو دلداری

نمود روی به من بعد مدتی یاری

Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1990

به جلوهٔ تو نگه را ز حیرت اظهاری

ببالد از مژه انگشتهای زنهاری

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2692

به یأس هم نپسندید ننگ بیکاری

دل شکستهٔ ماکرد ناله معماری

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2693

خطاپرست مباش‌ ای ز راستی عاری

که ‌گر سپهر شوی می‌کشی نگو نساری

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2694

دمی‌ که عجز شود دستگاه بیکاری

گره گشایی ناخن کشد به سر خاری

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2695

چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری

خورد ز غیرت روی تو هر گلی خاری

HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 443

دو چشم مست تو برداشت رسم هشیاری

و گر نه فتنه ندیدی به خواب، بیداری

SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 562

مرا دلیست گرفتار عشق دلداری

سمن‌بری صنمی گلرخی جفاکاری

SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 564

من از تو روی نپیچم گرم بیازاری

که خوش بود ز عزیزان تحمل خواری

SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 565

Sources

Persian text source: Ganjoor