Toggle stanza 1
دو ماه پهلوی همدیگرند بر در عید
1
دو ماه پهلوی همدیگرند بر در عید
مه مصور یار و مه منور عید
2
چو هر دو سر به هم آورده‌اند در اسرار
هزار وسوسه افکنده‌اند در سر عید
3
ز موج بحر برقصند خلق همچو صدف
ولیک همچو صدف بی‌خبر ز گوهر عید
4
ز عید باقی این عید آمده‌ست رسول
چو دل به عید سپاری تو را برد بر عید
5
به روز عید بگویم دهل چه می‌گوید
اگر تو مردی برجه رسید لشکر عید
6
قراضه دو که دادی برای حق بنگر
جزای حسن عمل گیر گنج پرزر عید
7
وگر چو شیشه شکستی ز سنگ صوم و جهاد
می حلال سقا هم بکش ز ساغر عید
8
از این شکار سوی شاه بازپر چون باز
که درپرید به مژده ز شه کبوتر عید
9
تو گاو فربه حرصت به روزه قربان کن
که تا بری به تبرک هلال لاغر عید
10
وگر نکردی قربان عنایت یزدان
امید هست که ذبحش کند به خنجر عید

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…