غزل شمارهٔ 19
Poet: Urfi
Toggle stanza 1تا به کی معبچه ی می نوش و بیارا ایمان را
تا به کی معبچه ی می نوش و بیارا ایمان را
تا به کی پیش بری لعمه ی شادروان را
این مزاری است که صد چون تو در و مدفون است
که تو امروز بر و طرح کنی ایوان را
جمله در کشتی نوح اند حریفان در خواب
ورنه هرگز ننشانید قضا توفان را
بحث با رد و قبول بت ترسا بچه است
ور نه از کفر زبونی نبود ایمان را
چون اثر در تو کند عشق؟ که اعجاز مسیح
مرده را جان دهد، آدم نکند حیوان را
جنس دین را چه کساد آمده عرفی در پیش؟
که به جز مرده ز حافظ نخرد قرآن را
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
رونق عهد شباب است دگر بُستان را
میرسد مژدهٔ گل بلبل خوشالحان را
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 9
چه کند بنده که گردن ننهد فرمان را
چه کند گوی که عاجز نشود چوگان را
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 17
ای که انکار کنی عالم درویشان را
تو ندانی که چه سودا و سر است ایشان را
SaadiMawaʿizGhazaliyatغزل شمارهٔ 3
وصل و هجرست یکی چشم و دل حیران را
که زر و سنگ تفاوت نکند میزان را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 541
تازه دارد دل من خار و خس مژگان را
این سفالی است که سیراب کند ریحان را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 542
مژه مانع نشود اشک سبک جولان را
دامن بحر به فرمان نبود مرجان را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 543
میزبانی که ز جان سیر کند مهمان را
چه ضرورست که آراسته سازد خوان را؟
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 544
Sources
Persian text source: Ganjoor

