غزل شمارهٔ 542

Poet: Saib

Metre: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

Rhyme: انرا

Poems with the same metre and rhyme: 7

Poetic form: Ghazal

Reciter: عندلیب
Toggle stanza 1
تازه دارد دل من خار و خس مژگان را
1
تازه دارد دل من خار و خس مژگان را
این سفالی است که سیراب کند ریحان را
2
پاس دل دار که تا دانه نگردد سرسبز
نرود قطره آبی به گلو دهقان را
3
نقد احسان فلک همسفر سیماب است
پهن چون صبح به دریوزه مکن دامان را
4
جز سر دار فنا کیست به گردن گیرد
در همه روی زمین این سر بی سامان را
5
حسن آن نیست که در پله پستی ماند
نیست حاجت رسن و دلو مه کنعان را
6
سیر چشمی به نظر میل کشد همت را
بی نیازی به جگر داغ نهد احسان را
7
دل عاشق چه غم از شورش محشر دارد؟
نیست اندیشه سیلاب ده ویران را
8
ابر رحمت به غبار دل ما درمانده است
هم مگر تیغ تو آبی زند این میدان را
9
می پرستان سخن نگیرند به خویش
شیشه دربار بود قافله مستان را
10
کیست جز خامه صائب که زوالش مرساد
آن که دارد به سخن زنده دل اصفاهان را

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 542 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood