غزل شمارهٔ 18
Poet: Urfi
Toggle stanza 1نی مهر دوست دارم ، نی کین دشمنان را
نی مهر دوست دارم ، نی کین دشمنان را
یک طور دوست دارم بی مهر و مهربان را
غم می کشد عنانم من هم شتاب دارم
از هم دعا بگویند یاران شادمان را
مستانه گر بتازم، عیبم مکن که شوقش
گرمی دهد به مرکب، نرمی دهد عنان را
گفتم به گوش توفیق، ای دشمن مروت
تا کی فراق خرمن این مور ناتوان را
گفتا مروت این است، کز پا در افکنیمش
تا آن که جوید از غیر، وز خود نیابد آن را
آوارگیست رهبر در وادی محبت
توفان بود معلم دریای بی کران را
عرفی به گیتی از خلد آمد که باز گردد
غافل که تازه پرواز گم سازد آشیان را
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
گفتی ز دل برون کن غمهای بیکران را
تو پیش چشم و آنگه جای گله زبان را
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 39
ای میرآب بگشا آن چشمه روان را
تا چشمها گشاید ز اشکوفه بوستان را
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 186
شهوت که با تو رانند صدتو کنند جان را
چون با زنی برانی سستی دهد میان را
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 195
در جنبش اندرآور زلفِ عبرفشان را
در رقص اندرآور جانهای صوفیان را
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 196
از بیخودی نمانده است پروای جسم، جان را
مستی ز یاد بلبل برده است آشیان را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 835
شب تا سحر کنم عجز، تا بوسم آستان را
آخر سپارشی کن، بی درد پاسبان را
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 17
Sources
Persian text source: Ganjoor

