غزل شمارهٔ 42

Toggle stanza 1
امشب خوش آشناست به رویش نگاه ما
1

امشب خوش آشناست به رویش نگاه ما

گویا حجاب سوخته از برق آه ما

2

از بس که می شدیم به حسرت جدا ازو

خون می چکید روز وداع از نگاه ما

3

شغل محبت است که مانع ز طاعت است

روز جزا بس است همین عذرخواه ما

4

دوزخ اگر به چاشنی آتش دل است

اهل بهشت رشک برند از گناه ما

5

دل بی غمت مباد کزین فیض گشته است

رحمت طفیلی نفس صبحگاه ما

6

صدسیل وصل آمده و صد کشت تازه شد

هرگز نبود نشو و نما در گیاه ما

7

ما نخل ماتمیم «نظیری » ز ما حذر

غمگین شود کسی که بود در پناه ما

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…