غزل شمارهٔ 83
Poet: Naziri Nishapuri
Toggle stanza 1به حرف اهل غرض قرب و بعد ما بندست
به حرف اهل غرض قرب و بعد ما بندست
دل شکسته ما را هزار پیوندست
از آن دمم که به حیرت فکنده دیدن او
نگه به گوشه چشمم هنوز در بندست
نگه دلیر نشد تا مژه به پیش آمد
حجاب اگر پر کاهست، کوه الوندست
دو چشم ساکن بیت الحزن به من گرید
که من اسیر به معشوقم او به فرزندست
درازدستی حسن که گل به جیبم ریخت؟
که تا به دامنم از جیب در شکرخندست
به کینه جوییی افلاک عشق می بازیم
که هرکه دشمن ما شد به دوست مانندست
نه عیب تست که بیگانه وار می گذری
کسی که زود گسل نیست دیر پیوندست
بیا که از می پارینه تلخ کام تریم
اگر تو زهر چکانی به کام ما قندست
همه ترانه آفاق را ز بر داریم
به گوشم آن چه نمی گردد آشنا، پندست
«نظیری » از تو به جان کندن است لب بگشا
به این قدر که بگویی بمیر خرسندست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ز سادگی است به فرزند هر که خرسندست
که مادر و پدر غم، وجود فرزندست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1669
نهال شمع ز سبزی ازان برومندست
که دایم از پر پروانه برگ پیوندست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1670
بنای صبر که همسنگ کوه الوندست
به یک اشاره موی میان او بندست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1671
چو صبح من ز سیاهی به شام مانندست
چه گوییم که ز شب چند رفت یا چندست؟
Ghalib DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 66
Sources
Persian text source: Ganjoor

