غزل شمارهٔ 1671
Poet: Saib
Toggle stanza 1بنای صبر که همسنگ کوه الوندست
بنای صبر که همسنگ کوه الوندست
به یک اشاره موی میان او بندست
کجا ز دامن این دشت می تواند رفت؟
ز چشم آهو، مجنون ما نظر بندست
به یک اشاره گره می گشاید از ابرو
فغان که بند قبای تو سست پیوندست
قسم به مصحف خط غبار عارض تو
که پیش خط دلم از زلف بیشتر بندست
گلوی خامه ز وصفش چو شمع می سوزد
چه چاشنی است که با آن دهان چو قندست
به توتیا نکنم چشم التفات سیاه
به خاک پای تو چشمی که آرزومندست
تلاش بوسه نداریم چون هوسناکان
نگاه ما به نگاهی ز دور خرسندست
به پاره دل و لخت جگر قناعت کن
که نان خلق گلوگیرتر ز سوگندست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چو صبح من ز سیاهی به شام مانندست
چه گوییم که ز شب چند رفت یا چندست؟
Ghalib DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 66
به حرف اهل غرض قرب و بعد ما بندست
دل شکسته ما را هزار پیوندست
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 83
ز سادگی است به فرزند هر که خرسندست
که مادر و پدر غم، وجود فرزندست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1669
نهال شمع ز سبزی ازان برومندست
که دایم از پر پروانه برگ پیوندست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1670
Sources
Persian text source: Ganjoor

