غزل شمارهٔ 1670
Poet: Saib
Toggle stanza 1نهال شمع ز سبزی ازان برومندست
نهال شمع ز سبزی ازان برومندست
که دایم از پر پروانه برگ پیوندست
شده است مرکز پرگار آهوان مجنون
اسیر عشق به هر جا رود نظربندست
چرا به تیغ شهادت نمی نهد گردن؟
به آب زندگی آن کس که آرزومندست
بشوی نقش خودی را که دیده خودبین
به آبگینه ز آب حیات خرسندست
گشاد قفل دل زنگ بسته عاشق
به یک اشاره ابروی یار در بندست
چو سکه دل به زر و سیم کم عیار مبند
که همچو برگ خزان دیده سست پیوندست
به خوردن دل خود باش قانع از روزی
که نان خلق گلوگیرتر ز سوگندست
دهن به خنده مکن باز همچو بی مغزان
که پر ز خون، دهن پسته از شکرخندست
کلام هیچ مدانان به مردم همه دان
هزار پله گرانتر ز کوه الوندست
به کام طفل مزاجان سنگدل صائب
شکستن دل ما چون شکستن قندست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چو صبح من ز سیاهی به شام مانندست
چه گوییم که ز شب چند رفت یا چندست؟
Ghalib DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 66
به حرف اهل غرض قرب و بعد ما بندست
دل شکسته ما را هزار پیوندست
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 83
ز سادگی است به فرزند هر که خرسندست
که مادر و پدر غم، وجود فرزندست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1669
بنای صبر که همسنگ کوه الوندست
به یک اشاره موی میان او بندست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1671
Sources
Persian text source: Ganjoor

