غزل شمارهٔ 84
Poet: Naziri Nishapuri
Toggle stanza 1فخر والانسبتان از بند اوست
11
فخر والانسبتان از بند اوست
آنچه هرگز نگسلد پیوند اوست
22
گردن شمشاد را زلفش بخست
سرو از آزادگان بند اوست
33
گرچه شکل نیستی دارد دهانش
هستی جان ها ز شکرخند اوست
44
نقض زلفش دایه بر عهدش شکست
گر شکستی هست در سوگند اوست
55
طره اش را هست پیوندی به صلح
چین ابرو گرچه خویشاوند اوست
66
هر شبم بی خواست می آید به خواب
بسترم مشگ و عبیرآگند اوست
77
مشربش صفرای بیماران شکست
بوسه می خوش از ترنج و قند اوست
88
زود آمیزش به مردم می کند
مشک را بو اندکی مانند اوست
99
حسن گل بر باد حرمان زود رفت
هر که تمکینی ندارد بند اوست
1010
کینه کش از دوستان مهرجوی
طبع مغرور ز خود خرسند اوست
1111
بار تکلیفش ز دوش انداختم
گو بکش هرکس که حاجتمند اوست
1212
ظلم اخوان بر «نظیری » می کنند
معنی او بهتر از فرزند اوست
Sources
Persian text source: Ganjoor

