غزل شمارهٔ 85
Poet: Naziri Nishapuri
Toggle stanza 1لخت دل بر جیب و جیبم بر کنار افتاده است
11
لخت دل بر جیب و جیبم بر کنار افتاده است
دست و دل گم گشته ، تا بازم چه کار افتاده است
22
ساز و برگ شادمانی را که می داند کجاست؟
دَرهم ، اندوه و نشاطِ روزگار افتاده است
33
خسته دل تر می شوم تا تلخ تر نوشم دوا
پند مردم در مذاقم خوشگوار افتاده است
44
از کدورت بَر نیابم ، گر صفا دستم کشد،
تیرهروزم، بخت با من سازگار افتاده است
55
غصه مرد و غم به ماتم سوخت اکنون هجر را
صد چراغ مرده بر گرد مزار افتاده است
66
ظرف این هنگامه پیدا کن خراباتست این
گرد هر ویرانه صد منصور و دار افتاده است
77
کی «نظیری » خوار ماند ، عشق را دستِ قوی ست،
یک دو روزی غایتش از اعتبار افتاده است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

