غزل شمارهٔ 86

Toggle stanza 1
ره حریف گرفتم که شیشه یار منست
1

ره حریف گرفتم که شیشه یار منست

خرد پیاده شد از من که می سوار منست

2

جراحتم همه راحت شد از سعادت عشق

گلی که در ره من بکشفد ز خار منست

3

اگر درستیی در کار جام و مینا هست؟

شکسته بسته یی از عهد استوار منست

4

صبا به طرف چمن خواند و ابر بر لب کشت

به هر دو گام حریفی در انتظار منست

5

شراب و حور میسر شکیب و توبه کراست؟

شفیع جرم خوشی های روزگار منست

6

شبی که با تو قدح نوشم و لبی بگزم

کند فرشته سجودم که کار کار منست

7

گلم به آتش دل آب می خورد همه عمر

شکفته روئیی جاوید با بهار منست

8

به سوز و ساز حریفم به آه و نالم حریص

غمست داروی دردی که سازگار منست

9

به اختیار دلا جان بباز و حال مپرس

که اختیار «نظیری » هم اختیار منست

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor