غزل شمارهٔ 44
Toggle stanza 1از چاه غبغبش به درآورده ماه را
از چاه غبغبش به درآورده ماه را
بر ماه، عقرب سیهش بسته راه را
عابد که بیندش به درآید ز خانقاه
سلطان که یابدش بگذارد سپاه را
گر روز حشر پرده ز رویش برافکنند
ایزد به روی بنده نیارد گناه را
آن کج کله چو بر صف عشاق بگذرد
شاهان ز سر نهند هوای کلاه را
از هیبت تجلی دیدار سوختیم
برق آورد بشارت باران گیاه را
عاجز شدست دیده ز ادراک حسن او
در حوصله جمال نگنجد نگاه را
باری چو در بغل همه خرمن نمی رود
بیچاره در کنار کشد برگ کاه را
امید هست کز سر آن بام بگذارد
پا در میان کوی گشودیم آه را
خاکش به فرق کن که به جانان نمی رسد
عاشق گر التفات کند مال و جاه را
گر این عطش به خلد «نظیری » ز جان رود
جویم ز سلسبیل به آتش پناه را
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
آنکو شناخت گردش خورشید و ماه را
جوید برای خفتن خود خوابگاه را
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 43
آن روی بین که حسن بپوشید ماه را
وآن دام زلف و دانهٔ خال سیاه را
SaadiMawaʿizQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 3 - در ستایش اتابک مظفرالدین سلجوقشاه
از باده چون کند عرق آلود ماه را
در چشم آفتاب بسوزد نگاه را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 733
رویت ز هاله حلقه کند نام ماه را
دلسرد از آفتاب کند صبحگاه را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 734
طاعت کند سرشک ندامت گناه را
ریزش سفید می کند ابر سیاه را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 735
رفتم ز راه دل خس و خار گناه را
کردم به آه همچو کف دست راه را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 736
تا تیز کرده ای به سیاست نگاه را
صد منت است بر دل عاشق گناه را
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 21
نور تو وانمود سپید و سیاه را
دریا و کوه و دشت و در و مهر و ماه را
Allama IqbalZabur-e ʿAjamGhazaliyatغزل شمارهٔ 40
هرگه رقم کنم به تو عذر گناه را
ریزم چو خامه از مژه خون سیاه را
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 43
Sources
Persian text source: Ganjoor

