Toggle stanza 1
از کف نمی دهد دل آسان ربوده را
1

از کف نمی دهد دل آسان ربوده را

دیدیم زور بازوی ناآزموده را

2

من در پی رهایی و او هر دم از فریب

بر سر گره زند گره ناگشوده را

3

دل در امید مرهم و این آهوان مست

ریزند بر جراحت ما مشک سوده را

4

هرگز دلم حلاوت آسودگی نیافت

تلخ است خواب دیده در خون غنوده را

5

آشفته داشت خارش آزادگی دماغ

دادیم بر هوا سر سودا فزوده را

6

نتوان چشید قند مکرر وزان لبان

بتوان شنود تلخ مکرر شنوده را

7

یک ره خوشم به خنده دندان نما نکرد

تا کی نماید آن گهر نانموده را

8

تا منفعل ز رنجش بیجا نبینمش

می آرم اعتراف گناه نبوده را

9

نادیده جور ازو ز وفا لاف ها زدم

نتوان نمود ترک ستایش ستوده را

10

منظور یار گشت «نظیری » کلام ما

بیهوده صرف شکر نکردیم دوده را

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 45 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood