غزل شمارهٔ 323
Poet: Naziri Nishapuri
Toggle stanza 1به اختیار تو در باختم ارادت خویش
به اختیار تو در باختم ارادت خویش
کنون به لطف تو مستغنیم من درویش
نمی توان دل یک ذره بی جراحت یافت
ز ابروی تو که تیری خطا نکرد از کیش
ز صد هزار یکی با تو ره به سر نبریم
تو لاابالی و خودرای و ما صلاح اندیش
به غمزه گو به تأمل قیامت انگیزد
هنوز می چکدش خون خلقی از سر نیش
کرشمه ات که بجز داغ بر جگر ننهد
غنیمت است که گاهی بخاردم دل ریش
ز تن چگونه به راحت برون رود جانم
خیال گردش چشمت نمی رود از پیش
ز چاشنی و حلاوت نمی کنم سیرم
غمت که هست کم او فزونتر از هر بیش
همین که رای تو دیدم، پی تو گردیدم
ز شوق عشق تو غافل شدم ز مذهب و کیش
دگر نماند سر خانمان «نظیری» را
که آشنای تو بیگانه میشود از خویش
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
عبدالله جعفر را در عهد معاویه از خزانه بیت المال هر سال هزار درم می دادند، چون نوبت به یزید رسید آن را به پنج هزار درم رسانید ملامتش کردند که این حقوق همه مسلمانان است چرا به یک کس می دهی؟
گفت: من این را به همه محتاجان اهل مدینه می دهم زیرا که وی هیچ از ارباب حاجات دریغ نمی دارد، و پنهان از وی کسی را همراه وی به مدینه فرستادند، و در مدت یک ماه همه را صرف کرد، چنانچه به قرض محتاج شد.
JamiBaharistanروضهٔ چهارم (در ذکر بخشندگان)بخش 8
مشو فریفته حسن صورت ای درویش
به روی شاهد معنی گشای دیده خویش
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 187
به جد و جهد چو کاری نمیرود از پیش
به کردگار رها کرده به مصالح خویش
HafezAshʿar-e Muntasabشمارهٔ 15
دلم رمیده شد و غافلم منِ درویش
که آن شِکاریِ سرگشته را چه آمد پیش
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 290
رهی سوار و جوان و توانگر از ره دور
به خدمت آمد، نیکو سگال و نیک اندیش
RudakiQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 75
دلی که دید که غایب شدهست از این درویش
گرفته از سر مستی و عاشقی سر خویش؟
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 338
به شکر آنکه تو در خانهای و اهلت پیش
نظر دریغ مدار از مسافر درویش
SaadiMawaʿizMufradatشمارهٔ 43
رود چگونه به این ضعف کار من از پیش ؟
که من به پای نسیم سحر روم ازخویش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5023
کجاست نشتر مژگان دوست تا دل ریش
هزار چرخ زند بی خودانه بر سر بیش
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 390
Sources
Persian text source: Ganjoor

