عبدالله جعفر را در عهد معاویه از خزانه بیت المال هر سال هزار درم می دادند، چون نوبت به یزید رسید آن را به پنج هزار درم رسانید ملامتش کردند که این حقوق همه مسلمانان است چرا به یک کس می دهی؟

گفت: من این را به همه محتاجان اهل مدینه می دهم زیرا که وی هیچ از ارباب حاجات دریغ نمی دارد، و پنهان از وی کسی را همراه وی به مدینه فرستادند، و در مدت یک ماه همه را صرف کرد، چنانچه به قرض محتاج شد.

اگر به دست کریم اوفتد جهان یکسر

جهان چه باشد صدبار از جهان هم بیش

چرا شود دل درویش ریش ازان حسرت

چو هست کیسه جودش خزینه درویش

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

به جد و جهد چو کاری نمی‌رود از پیش

به کردگار رها کرده به مصالح خویش

HafezAshʿar-e Muntasabشمارهٔ 15

دلم رمیده شد و غافلم منِ درویش

که آن شِکاریِ سرگشته را چه آمد پیش

HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 290

رهی سوار و جوان و توانگر از ره دور

به خدمت آمد، نیکو سگال و نیک اندیش

RudakiQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 75

دلی که دید که غایب شده‌ست از این درویش

گرفته از سر مستی و عاشقی سر خویش؟

SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 338

به شکر آنکه تو در خانه‌ای و اهلت پیش

نظر دریغ مدار از مسافر درویش

SaadiMawaʿizMufradatشمارهٔ 43

رود چگونه به این ضعف کار من از پیش ؟

که من به پای نسیم سحر روم ازخویش

SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5023

کجاست نشتر مژگان دوست تا دل ریش

هزار چرخ زند بی خودانه بر سر بیش

UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 390

به اختیار تو در باختم ارادت خویش

کنون به لطف تو مستغنیم من درویش

Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 323

مشو فریفته حسن صورت ای درویش

به روی شاهد معنی گشای دیده خویش

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 187

Sources

Persian text source: Ganjoor