غزل شمارهٔ 305
Poet: Naziri Nishapuri
Toggle stanza 1سوی صحرای حقیقت برد عشقم از هوس
سوی صحرای حقیقت برد عشقم از هوس
مست می گشتم به قصد صید و می راندم فرس
چون به فرمان پیر گشتم غالب آمد شوق دوست
از خیالش رفته رفته عشق شد میل و هوس
تا به دشمن در نزاعی کار تو با خشم تست
چون شوی عاجز به فریادت رسد فریادرس
چشم نرگس در کمین و تیغ سوسن بر کف است
می گریزم از چمن چون دزد از دست عسس
ما به این کاسه دیار آورده بودیم انگبین
دست و پای مور بودیم و پر و بال مگس
آب سیمای جوانی رفت و جسم زار ماند
سیل نوروزی گذشت و ماند باقی خار و خس
اینقدر دم را که میزان و حسابی در رهست
یک زمان کارست اگر خواهی که بشماری نفس
عشق آمد کرد بیرون هرکه را در خانه دید
خود پرستار «نظیری » ماند و دیگر هیچ کس
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
صاحب دل را نزیبد گفتوگو با هیچکس
محرم آیینه چون تمثال باید بینفس
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1734
کاروان ما نداردگردی از صوت جرس
صبح بر دوش شکست رنگ میبندد نفس
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1735
نیست بیشور حوادث آمد و رفت نفس
کاروان موج دارد از شکست خود جرس
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1736
جامی از قید تعلق چون رهیدی بعد ازین
با مسیحا باش در ملک تجرد هم نفس
JamiDivan-e AshʿarQitʿatشمارهٔ 24
رفت عقل و صبر و هوش ای دل مکن از ناله بس
کاروان چون شد روان شرط است فریاد جرس
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 469
عید شد هر کس ز یاری عیدیی دارد هوس
عید ما و عیدی ما دیدن روی تو بس
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 470
ای صبا گر بُگذری بر ساحلِ رودِ اَرَس
بوسه زن بر خاکِ آن وادی و مُشکین کُن نَفَس
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 267
درد پیری را جوانی می کند درمان و بس
آه کاین درمان نباشد در دکان هیچ کس
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4825
می کنم سیرگل از چاک گریبان قفس
نبض گلشن را به دست آورده ام ازخاروخس
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4826
ناله اصحاب مسجد نیست بی فریادرس
تا مؤذن می شود بیدار می خوابد عسس
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 306
Sources
Persian text source: Ganjoor

