غزل شمارهٔ 306
Poet: Naziri Nishapuri
Toggle stanza 1ناله اصحاب مسجد نیست بی فریادرس
ناله اصحاب مسجد نیست بی فریادرس
تا مؤذن می شود بیدار می خوابد عسس
ساجدان را تن ز نقصان وظایف کاسته
بر زمین چسبیده اند از ضعف روزی چون مگس
گرسنه چشمان بر انجم چشم حسرت دوخته
صبح از قرصی که دارد برنمی آرد نفس
بر خروش سینه لرزان همچو بر سیلاب موج
بر سرشک دیده غلطان همچو بر گرداب خس
دامنت زاری کنان خواهند گیرند این گروه
لیک نتوانند بردارند دست از پیش و پس
بر امید آب و دانه تا به کی داری اسیر
یا بکش این عاجزان را یا برون آر از قفس
تو به تخت مصر پیراهن فشانی بر صبا
قحطیان را روح می پرد به آواز جرس
پرده این سور واین شیون به هم نزدیک نیست
مفلسان از درد می گویند و منعم از هوس
چارهای خواهد «نظیری » بهر این بیچارگان
دارد از احسان میرزا شادمان این ملتمس
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
صاحب دل را نزیبد گفتوگو با هیچکس
محرم آیینه چون تمثال باید بینفس
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1734
کاروان ما نداردگردی از صوت جرس
صبح بر دوش شکست رنگ میبندد نفس
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1735
نیست بیشور حوادث آمد و رفت نفس
کاروان موج دارد از شکست خود جرس
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1736
جامی از قید تعلق چون رهیدی بعد ازین
با مسیحا باش در ملک تجرد هم نفس
JamiDivan-e AshʿarQitʿatشمارهٔ 24
رفت عقل و صبر و هوش ای دل مکن از ناله بس
کاروان چون شد روان شرط است فریاد جرس
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 469
عید شد هر کس ز یاری عیدیی دارد هوس
عید ما و عیدی ما دیدن روی تو بس
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 470
ای صبا گر بُگذری بر ساحلِ رودِ اَرَس
بوسه زن بر خاکِ آن وادی و مُشکین کُن نَفَس
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 267
درد پیری را جوانی می کند درمان و بس
آه کاین درمان نباشد در دکان هیچ کس
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4825
می کنم سیرگل از چاک گریبان قفس
نبض گلشن را به دست آورده ام ازخاروخس
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4826
سوی صحرای حقیقت برد عشقم از هوس
مست می گشتم به قصد صید و می راندم فرس
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 305
Sources
Persian text source: Ganjoor

