غزل شمارهٔ 306

Toggle stanza 1
ناله اصحاب مسجد نیست بی فریادرس
1

ناله اصحاب مسجد نیست بی فریادرس

تا مؤذن می شود بیدار می خوابد عسس

2

ساجدان را تن ز نقصان وظایف کاسته

بر زمین چسبیده اند از ضعف روزی چون مگس

3

گرسنه چشمان بر انجم چشم حسرت دوخته

صبح از قرصی که دارد برنمی آرد نفس

4

بر خروش سینه لرزان همچو بر سیلاب موج

بر سرشک دیده غلطان همچو بر گرداب خس

5

دامنت زاری کنان خواهند گیرند این گروه

لیک نتوانند بردارند دست از پیش و پس

6

بر امید آب و دانه تا به کی داری اسیر

یا بکش این عاجزان را یا برون آر از قفس

7

تو به تخت مصر پیراهن فشانی بر صبا

قحطیان را روح می پرد به آواز جرس

8

پرده این سور واین شیون به هم نزدیک نیست

مفلسان از درد می گویند و منعم از هوس

9

چاره‌ای خواهد «نظیری » بهر این بیچارگان

دارد از احسان میرزا شادمان این ملتمس

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

صاحب دل را نزیبد گفت‌وگو با هیچکس

محرم آیینه چون تمثال باید بی‌نفس

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1734

کاروان ما نداردگردی از صوت جرس

صبح بر دوش شکست رنگ می‌بندد نفس

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1735

نیست بی‌شور حوادث آمد و رفت نفس

کاروان موج دارد از شکست خود جرس

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1736

جامی از قید تعلق چون رهیدی بعد ازین

با مسیحا باش در ملک تجرد هم نفس

JamiDivan-e AshʿarQitʿatشمارهٔ 24

رفت عقل و صبر و هوش ای دل مکن از ناله بس

کاروان چون شد روان شرط است فریاد جرس

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 469

عید شد هر کس ز یاری عیدیی دارد هوس

عید ما و عیدی ما دیدن روی تو بس

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 470

ای صبا گر بُگذری بر ساحلِ رودِ اَرَس

بوسه زن بر خاکِ آن وادی و مُشکین کُن نَفَس

HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 267

درد پیری را جوانی می کند درمان و بس

آه کاین درمان نباشد در دکان هیچ کس

SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4825

می کنم سیرگل از چاک گریبان قفس

نبض گلشن را به دست آورده ام ازخاروخس

SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4826

سوی صحرای حقیقت برد عشقم از هوس

مست می گشتم به قصد صید و می راندم فرس

Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 305

Sources

Persian text source: Ganjoor