غزل شمارهٔ 398
Poet: Naziri Nishapuri
Toggle stanza 1تا عشق چه ها کند به بلبل
تا عشق چه ها کند به بلبل
بسیار دریده پرده گل
شمشیر مقربان دریده
دیوانه عشق بی تأمل
برتر بود آستانه عشق
از هرچه خرد کند تعقل
جانان خواهی گذر ز کونین
دنیا سیل است و آخرت پل
بر آتش قهرت ار نشانند
دل خسته مدار در توکل
تا چون رخ دلبران برآری
از خرمن شعله شاخ سنبل
بر مور نهاده اند باری
کافلاک نمی کند تحمل
رحمی که ز دست می رود کار
به غرقه جفا بود تغافل
دوری چو تو یوسفی برآید
از جنس توالد و تناسل
در عشق گریز تا بیابی
ملکی که نکرده کس تخیل
بزم تو و آنگهی «نظیری »
از چرخ نمی کند تنزل
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
در مدینه عالمی بود عامل و در جمیعِ علومِ دینی کامل، روزی گذرش بر دارِ نَخّاسین افتاد کنیزکی دید مُغَنّیه که به حسنِ صوت غیرتِ ناهید بود و به جمالِ صورت حیرتِ خورشید، شیفتهٔ جمال و فریفتهٔ زلف و خال او شد.
از سماعِ غنایش رَخت هستی به صحرای نیستی بُرْد و به استماعِ نوایش از مضیقِ بخردی راهِ فسحتسرایِ بیخودی سِپُرد.
JamiBaharistanروضهٔ چهارم (در ذکر بخشندگان)بخش 7
هر که در حبّ و بُغض و منع و عطا
نبودش دل به غیر حق مایل
JamiRisaleh-ye Arbaʿin(2) مَنْ أَعْطٰى لِلهِ، وَمَنَعَ لِلهِ، وَأَحَبَّ لِلهِ، وَأَبْغَضَ لِلهِ، فَقَدْ اسْتَکْمَلَ إِیمَانَهُ. (سنن ابی داود)
آدمی را ز پیری افزاید
هر زمان در بنای عمر خَلَل
JamiRisaleh-ye Arbaʿin(5) یَشِیْبُ ابْنُ آدَمَ وَیَشبُّ فِیْهِ خَصْلَتَانِ: ألْحِرْصُ وَطُوْلُ الْأمَلِ. (صحیح البخاری)
شکر و فضل خدای عزوجل
که امیر بزرگوار اجل
SaadiMawaʿizQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 33 - در مدح امیر سیفالدین (محمد)
ای ملامت کنان بیحاصل
سعی کمتر کنید در باطل
IraqiʿUshshaq-namehفصل دومبخش 2 - غزل
ای ز روی تو آفتاب خجل
وز لبت آب زندگی حاصل
IraqiʿUshshaq-namehفصل دومبخش 4 - غزل
Sources
Persian text source: Ganjoor

