بخش 4 - غزل
Poet: Iraqi
Toggle stanza 1ای ز روی تو آفتاب خجل
ای ز روی تو آفتاب خجل
وز لبت آب زندگی حاصل
عاشقان را خیال عارض تو
در شب تیره نور دیده و دل
زانکه روی تو را ز غایت لطف
برگ گل شرمسار و لاله خجل
ز آرزوی قد تو سرو سهی
خشک بر جای مانده پا در گل
ای لبت را اسیر آب حیات
وی رخت را غلام شمع چگل
از برای کمند گیسویت
رشتهٔ جان عاشقان مگسل
رمقی بود باقی از جانم
که تو ناگه بدو شدی واصل
وای اگر خاطرت به جانب ما
لحظهای دیرتر شدی مایل
اتفاقی عجب: عراقی و وصل!
زانکه آشفته گم کند منزل
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
در مدینه عالمی بود عامل و در جمیعِ علومِ دینی کامل، روزی گذرش بر دارِ نَخّاسین افتاد کنیزکی دید مُغَنّیه که به حسنِ صوت غیرتِ ناهید بود و به جمالِ صورت حیرتِ خورشید، شیفتهٔ جمال و فریفتهٔ زلف و خال او شد.
از سماعِ غنایش رَخت هستی به صحرای نیستی بُرْد و به استماعِ نوایش از مضیقِ بخردی راهِ فسحتسرایِ بیخودی سِپُرد.
JamiBaharistanروضهٔ چهارم (در ذکر بخشندگان)بخش 7
هر که در حبّ و بُغض و منع و عطا
نبودش دل به غیر حق مایل
JamiRisaleh-ye Arbaʿin(2) مَنْ أَعْطٰى لِلهِ، وَمَنَعَ لِلهِ، وَأَحَبَّ لِلهِ، وَأَبْغَضَ لِلهِ، فَقَدْ اسْتَکْمَلَ إِیمَانَهُ. (سنن ابی داود)
آدمی را ز پیری افزاید
هر زمان در بنای عمر خَلَل
JamiRisaleh-ye Arbaʿin(5) یَشِیْبُ ابْنُ آدَمَ وَیَشبُّ فِیْهِ خَصْلَتَانِ: ألْحِرْصُ وَطُوْلُ الْأمَلِ. (صحیح البخاری)
شکر و فضل خدای عزوجل
که امیر بزرگوار اجل
SaadiMawaʿizQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 33 - در مدح امیر سیفالدین (محمد)
تا عشق چه ها کند به بلبل
بسیار دریده پرده گل
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 398
ای ملامت کنان بیحاصل
سعی کمتر کنید در باطل
IraqiʿUshshaq-namehفصل دومبخش 2 - غزل
Sources
Persian text source: Ganjoor

