غزل شمارهٔ 398

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: ل

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
تا عشق چه ها کند به بلبل
1

تا عشق چه ها کند به بلبل

بسیار دریده پرده گل

2

شمشیر مقربان دریده

دیوانه عشق بی تأمل

3

برتر بود آستانه عشق

از هرچه خرد کند تعقل

4

جانان خواهی گذر ز کونین

دنیا سیل است و آخرت پل

5

بر آتش قهرت ار نشانند

دل خسته مدار در توکل

6

تا چون رخ دلبران برآری

از خرمن شعله شاخ سنبل

7

بر مور نهاده اند باری

کافلاک نمی کند تحمل

8

رحمی که ز دست می رود کار

به غرقه جفا بود تغافل

9

دوری چو تو یوسفی برآید

از جنس توالد و تناسل

10

در عشق گریز تا بیابی

ملکی که نکرده کس تخیل

11

بزم تو و آنگهی «نظیری »

از چرخ نمی کند تنزل

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

در مدینه عالمی بود عامل و در جمیعِ علومِ دینی کامل، روزی گذرش بر دارِ نَخّاسین افتاد کنیزکی دید مُغَنّیه که به حسنِ صوت غیرتِ ناهید بود و به جمالِ صورت حیرتِ خورشید، شیفتهٔ جمال و فریفتهٔ زلف و خال او شد.

از سماعِ غنایش رَخت هستی به صحرای نیستی بُرْد و به استماعِ نوایش از مضیقِ بخردی راهِ فسحت‌سرایِ بیخودی سِپُرد.

جامیبهارستانروضهٔ چهارم (در ذکر بخشندگان)بخش 7

هر که در حبّ و بُغض و منع و عطا

نبودش دل به غیر حق مایل

جامیرسالهٔ اربعین(2) مَنْ أَعْطٰى لِلهِ، وَمَنَعَ لِلهِ، وَأَحَبَّ لِلهِ، وَأَبْغَضَ لِلهِ، فَقَدْ اسْتَکْمَلَ إِیمَانَهُ. (سنن ابی داود)

آدمی را ز پیری افزاید

هر زمان در بنای عمر خَلَل

جامیرسالهٔ اربعین(5) یَشِیْبُ ابْنُ آدَمَ وَیَشبُّ فِیْهِ خَصْلَتَانِ: ألْحِرْصُ وَطُوْلُ الْأمَلِ. (صحیح البخاری)

شکر و فضل خدای عزوجل

که امیر بزرگوار اجل

سعدیمواعظقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 33 - در مدح امیر سیف‌الدین (محمد)

ای ملامت کنان بی‌حاصل

سعی کمتر کنید در باطل

عراقیعشاق‌نامهفصل دومبخش 2 - غزل

ای ز روی تو آفتاب خجل

وز لبت آب زندگی حاصل

عراقیعشاق‌نامهفصل دومبخش 4 - غزل

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور