غزل شمارهٔ 406
Poet: Naziri Nishapuri
Toggle stanza 1کتاب خوانده شد و، شبههای نشد مغفول
کتاب خوانده شد و، شبههای نشد مغفول
به هیچ مسئله خاطر نمیشود مشغول
اگر رسوم ادب شد زیاد ما چه عجب
شدیم پیر به تعلیم کودکان فضول
فقیر مدرسه و خانقاه، کم رزق است
گدایی در میخانه، می کنیم قبول
اگر به مدرسه اوراد دیر گم نشود
کنم عدول ز شاهد به شاهدان عدول
غم حوادث اگر دهر را گرفته فرو
الم به خاطر کودک دلان نکرده نزول
تو می به شرط جزا ده، که من نه آن شخصم
که از گناه خجل کردم، از عذاب ملول
جزای خلق «نظیری » به حشر تحقیق است
به غیر ما که مصابیم قاتل و مقتول
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
بیا که فصل بهار است و محتسب معزول
معاشران به فراغت به کار خود مشغول
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 216
اگر به کویِ تو باشد مرا مَجالِ وصول
رَسَد به دولتِ وصلِ تو کارِ من به اصول
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 306
من ایستادهام اینک به خدمتت مشغول
مرا از آن چه که خدمت قبول یا نه قبول
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 350
نشسته بودم و خاطر به خویشتن مشغول
در سرای به همکرده از خُروج و دُخول
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 351
جدا ز دولت وصلش به گریه ام مشغول
به سبحه است سر و کار عامل معزول
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5258
نخست عشق به میخانه کرد نزول
به گرد مدرسه گردیدنست نامعقول
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 405
Sources
Persian text source: Ganjoor

