غزل شمارهٔ 1566
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1خویش را در کوی بی خویشی فگن
خویش را در کوی بی خویشی فگن
تا ببینی خویش را بی خویشتن
جرعه ای بر خاک میخواران فشان
آتشی در جان هشیاران فگن
هر که را دادند مستی در ازل
تا ابدگو «خیمه در میخانه زن »
مرغ نتواند که در بند زبان
صبحدم چون غنچه بگشاید دهن
باد اگر بوی تو بر خاکم دمد
همچو گل بر خود بدرانم کفن
از تنم جز پیرهن موجود نیست
جان من جانان شد و تن پیرهن
آنچنان بدنام و رسوا گشته ام
کز در دیرم رهاند برهمن
جز خیالش در بدن یک موی نیست
وز غم او هست یک مو هم بدن
معرفت، خسرو، ز پیر عشق جوی
تا سخن ملک تو گردد بی سخن
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
همچو نقطه خال آن شیرین دهن
زیر لب افتاده بالای ذقن
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 713
آن که را دانم که: اویم دشمنست
وز روان پاک بدخواه منست
RudakiMasnavi-haابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 15
کرد باید مر مرا و او را رون
شیر تا تیمار دارد خویشتن
RudakiMasnavi-haابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 72
پس شتابان آمد اینک پیرزن
روی یکسو، کاغه کرده خویشتن
RudakiMasnavi-haابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 73
کشتیی بر آب و کشتیبانش باد
رفتن اندر وادیی یکسان نهاد
RudakiMasnavi-haابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 8
هر کجا که پا نهی ای جان من
بردمد لاله و بنفشه و یاسمن
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2006
بشنو از دل نکتههای بیسخن
و آنچ اندر فهم ناید فهم کن
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2010
ای دلارام من و ای دل شکن
وی کشیده خویش بیجرمی ز من
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2012
جان من جان تو جانت جان من
هیچ دیدستی دو جان در یک بدن
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2016
آمد آمد در میان خوب ختن
هر دو دستت را بشو از جان و تن
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2017
Sources
Persian text source: Ganjoor

