غزل شمارهٔ 324
Poet: Jami
Toggle stanza 1ز سجده ای که نباشد در ابرویت رویم
ز سجده ای که نباشد در ابرویت رویم
به پیشت از خوی خجلت جبین همی شویم
چنان ز مهر تو پر شد دلم که می تابد
هلال نور زهر استخوان پهلویم
ز میل ابروی تو دست داشتم چه کنم
نمی رسد به کمان تو زور بازویم
شبی که بی تو به زانو نهاده روگریم
به یک دو دم گذرد سیل خون ز زانویم
برآستان تو می ایستم به قصد نماز
سجود خاک درت را بهانه می جویم
به سان نقطه منم درمیانه بی سر و پای
گرفته دایره عشق تو ز هر سویم
ز جام عشق غزالی چو جامیم شده مست
نه بر عبث غزل عاشقانه می گویم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
سرم خوش است و به بانگ بلند میگویم
که من نسیم حیات از پیاله میجویم
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 379
فضول گشتهام امروز جنگ میجویم
منوش نکته مستان که یاوه میگویم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1745
من آن بدیع صفت را به ترک چون گویم
که دل ببرد به چوگان زلف چون گویم
SaadiMawaʿizQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 41 - تغزل و ستایش صاحب دیوان
ز بوستان تو عشق بلند می گویم
چو شبنم از گل روی تو دست می شویم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5775
چو خامه نیست ز من هر سخن که می گویم
که من به دست قضا این طریق می پویم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5776
به این بهانه درین بزم محرمی جویم
غزل سرایم و پیغام آشنا گویم
Allama IqbalPayam-e Mashriqمی باقیغزل شمارهٔ 5
شدم به باغ که کنج فراغتی جویم
غمت ز پرده دل خیمه زد به پهلویم
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 323
Sources
Persian text source: Ganjoor

