غزل شمارهٔ 5775
Poet: Saib
Toggle stanza 1ز بوستان تو عشق بلند می گویم
ز بوستان تو عشق بلند می گویم
چو شبنم از گل روی تو دست می شویم
نمی توان دل مردم ربود و پس خم زد
سواد زلف ترا مو بموی می جویم
ز بس که تشنه بوی وفای نایابم
به دستم ار گل کاغذ دهند می بویم
حریف رشک نسیم دراز دست نیم
حنای بیعت گل را ز دست می شویم
وفا و مردمی از روزگار دارم چشم
ببین ز ساده دلیها چه از که می جویم
میان اینهمه نازک طبیعتان صائب
منم که شعر ظفرخان پسند می گویم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
شدم به باغ که کنج فراغتی جویم
غمت ز پرده دل خیمه زد به پهلویم
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 323
ز سجده ای که نباشد در ابرویت رویم
به پیشت از خوی خجلت جبین همی شویم
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 324
سرم خوش است و به بانگ بلند میگویم
که من نسیم حیات از پیاله میجویم
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 379
فضول گشتهام امروز جنگ میجویم
منوش نکته مستان که یاوه میگویم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1745
من آن بدیع صفت را به ترک چون گویم
که دل ببرد به چوگان زلف چون گویم
SaadiMawaʿizQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 41 - تغزل و ستایش صاحب دیوان
به این بهانه درین بزم محرمی جویم
غزل سرایم و پیغام آشنا گویم
Allama IqbalPayam-e Mashriqمی باقیغزل شمارهٔ 5
چو خامه نیست ز من هر سخن که می گویم
که من به دست قضا این طریق می پویم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5776
Sources
Persian text source: Ganjoor

