غزل شمارهٔ 5775

Toggle stanza 1
ز بوستان تو عشق بلند می گویم
1

ز بوستان تو عشق بلند می گویم

چو شبنم از گل روی تو دست می شویم

2

نمی توان دل مردم ربود و پس خم زد

سواد زلف ترا مو بموی می جویم

3

ز بس که تشنه بوی وفای نایابم

به دستم ار گل کاغذ دهند می بویم

4

حریف رشک نسیم دراز دست نیم

حنای بیعت گل را ز دست می شویم

5

وفا و مردمی از روزگار دارم چشم

ببین ز ساده دلیها چه از که می جویم

6

میان اینهمه نازک طبیعتان صائب

منم که شعر ظفرخان پسند می گویم

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor