غزل شمارهٔ 435
Poet: Jami
Toggle stanza 1روزه چون می داری ای شیرین پسر
روزه چون می داری ای شیرین پسر
کز دو لب بینم دهانت پرشکر
ماه روزه گر خوری شکر چه باک
نیست روزه ماه من بر ماه و خور
مردمان در روزه و عشاق را
هر دم از دیدار تو عید دگر
روزه داران بین همه مشتاق عید
من به وصلت از همه مشتاق تر
تا دهان بستم به روزه از خدای
خواهم آن حلوای لب شام و سحر
روزه داران را نیامد ماه عید
با وجود ابروانت در نظر
هر نماز شام جامی بی لبت
می گشاید روزه از خون جگر
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
هیچ شادی نیست اندر این جهان
برتر از دیدار روی دوستان
RudakiMasnavi-haابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 12
سر فرو بردم میان آبخور
از فرنج منش خشم آمد مگر
RudakiMasnavi-haابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 48
گر ز سر عشق او داری خبر
جان بده در عشق و در جانان نگر
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1096
ای نهاده بر سر زانو تو سر
وز درون جان جمله باخبر
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1099
بس که میانگیخت آن مه شور و شر
بس که میکرد او جهان زیر و زبر
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1100
در چمن آیید و بربندید دید
تا نیفتد بر جماعت هر نظر
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1107
پیر ما میرفت هنگام سحر
اوفتادش بر خراباتی گذر
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 396
گر ز سر عشق او داری خبر
جان بده در عشق و در جانان نگر
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 400
هی که را رنگی بود بی کر و فر
بیشکی هر کس برو دارد نظر
AttarNuzhat al-Ahbabبخش 19 - غزل
Sources
Persian text source: Ganjoor

