غزل شمارهٔ 434

Toggle stanza 1
به خونم گر کشی تیغ ای ستمگر
1

به خونم گر کشی تیغ ای ستمگر

نخواهد شد تمنای تو از سر

2

خرامان بگذرم گفتی به خاکت

خدا را سرو من زین فکر مگذر

3

رقیب احوال دردم نیک داند

سگ کویت ازو صد بار بهتر

4

بنفشه گرد گل در خواب دیدم

معبر شد به آن جعد معنبر

5

مکن با قدش ای دل یاد طوبی

مشو هر لحظه مرغ شاخ دیگر

6

به رخ نقش خیال او کشیدی

زدی ای اشک آخر سکه بر زر

7

چه خوش باشد به بزم عیش جامی

می اندر جام و دلبر در برابر

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

در این سرما و باران یار خوشتر

نگار اندر کنار و عشق در سر

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1047

الا تا ننگری در روی نیکو

که آن جسمست و جانش خوی نیکو

SaadiMawaʿizMasnaviyatشمارهٔ 39

جوان سخت رو در راه باید

که با پیران بی‌قوّت بپاید

SaadiMawaʿizMasnaviyatشمارهٔ 40

نصیحت از دشمن پذیرفتن خطاست ولیکن شنیدن رواست تا به خلاف آن کار کنی که آن عین صواب است.

حذر کن زآنچه دشمن گوید آن کن

SaadiGolestanباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 17

جوهر اگر در خلاب افتد، همچنان نفیس است و غبار اگر به فلک رسد، همان خسیس. استعداد بی تربیت دریغ است و، تربیت نامستعد ضایع. خاکستر نسبی عالی دارد که آتش جوهر علویست ولیکن چون به نفس خود هنری ندارد، با خاک برابر است و قیمت شَکَر نه از نی است ، که آن خود خاصیت وی است.

چو کنعان را طبیعت بی هنر بُود

SaadiGolestanباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 53

دلا منشین درین ویرانه چون چغد

سوی مرغان قدسی آشیان پر

JamiDivan-e AshʿarQitʿatشمارهٔ 23

قدت سرویست جانا سایه پرور

به صد دل در هوای او صنوبر

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 168

زهی نور تو از هر ذره ظاهر

کمال وحدت ذات تو قاهر

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 247

ز رشک قدت ای سرو سمنبر

به صد پاره دلی دارد صنوبر

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 433

کند گل چون رخت خود را تصور

ازان دارد ز گل غنچه دلی پر

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 436

Sources

Persian text source: Ganjoor