غزل شمارهٔ 168

Toggle stanza 1
قدت سرویست جانا سایه پرور
1

قدت سرویست جانا سایه پرور

به صد دل در هوای او صنوبر

2

به آن خط بردی از اهل قلم دست

نباشد آری انگشتان برابر

3

چنان با دعویت در تابم از شمع

که خواهم از تن او برکنم سر

4

همین بس در معارف وجد واعظ

که کوبد پای بر بالای منبر

5

رقیب ار گویدت تا پیش عشاق

مرا با خود ببر با خود میاور

6

به رسم تحفه گر جامی سوی فارس

فرستد این غزل را تازه و تر

7

ز جان فارسی گویان شیراز

برآید نعره الله اکبر

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

در این سرما و باران یار خوشتر

نگار اندر کنار و عشق در سر

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1047

الا تا ننگری در روی نیکو

که آن جسمست و جانش خوی نیکو

SaadiMawaʿizMasnaviyatشمارهٔ 39

جوان سخت رو در راه باید

که با پیران بی‌قوّت بپاید

SaadiMawaʿizMasnaviyatشمارهٔ 40

نصیحت از دشمن پذیرفتن خطاست ولیکن شنیدن رواست تا به خلاف آن کار کنی که آن عین صواب است.

حذر کن زآنچه دشمن گوید آن کن

SaadiGolestanباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 17

جوهر اگر در خلاب افتد، همچنان نفیس است و غبار اگر به فلک رسد، همان خسیس. استعداد بی تربیت دریغ است و، تربیت نامستعد ضایع. خاکستر نسبی عالی دارد که آتش جوهر علویست ولیکن چون به نفس خود هنری ندارد، با خاک برابر است و قیمت شَکَر نه از نی است ، که آن خود خاصیت وی است.

چو کنعان را طبیعت بی هنر بُود

SaadiGolestanباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 53

دلا منشین درین ویرانه چون چغد

سوی مرغان قدسی آشیان پر

JamiDivan-e AshʿarQitʿatشمارهٔ 23

زهی نور تو از هر ذره ظاهر

کمال وحدت ذات تو قاهر

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 247

ز رشک قدت ای سرو سمنبر

به صد پاره دلی دارد صنوبر

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 433

به خونم گر کشی تیغ ای ستمگر

نخواهد شد تمنای تو از سر

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 434

کند گل چون رخت خود را تصور

ازان دارد ز گل غنچه دلی پر

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 436

Sources

Persian text source: Ganjoor