Toggle stanza 1
رقم می زد قلم وصف لب لعل تو بر کاغذ
1

رقم می زد قلم وصف لب لعل تو بر کاغذ

قلم شد نیشکر وز نیشکر غرق شکر کاغذ

2

تنک دل را چه طاقت پیش طعن حاسدان آری

نیارد تاب زخم تیر چون باشد سپر کاغذ

3

بود کز زیر پا برداری و خوانی غم خود را

به خون دل نویسم وافکنم در رهگذر کاغذ

4

نشاید بر تو باد گرم و سرد ای شمع می خواهم

که چون فانوس سازم خانه ات را بام و در کاغذ

5

به کاغذهای رنگین چون بود مایل دل طفلان

کنم در نامه تو لعل از خون جگر کاغذ

6

پیام رقت خود داد دل از کوی تو جان را

چو آن یاری که بفرستد به یاری از سفر کاغذ

7

دل جامی ز بحر شعر باشد مخزن گوهر

ازان مخزن به دامن می برد اینک گهر کاغذ

Sources

Persian text source: Ganjoor