غزل شمارهٔ 167
Toggle stanza 1رقم می زد قلم وصف لب لعل تو بر کاغذ
11
رقم می زد قلم وصف لب لعل تو بر کاغذ
قلم شد نیشکر وز نیشکر غرق شکر کاغذ
22
تنک دل را چه طاقت پیش طعن حاسدان آری
نیارد تاب زخم تیر چون باشد سپر کاغذ
33
بود کز زیر پا برداری و خوانی غم خود را
به خون دل نویسم وافکنم در رهگذر کاغذ
44
نشاید بر تو باد گرم و سرد ای شمع می خواهم
که چون فانوس سازم خانه ات را بام و در کاغذ
55
به کاغذهای رنگین چون بود مایل دل طفلان
کنم در نامه تو لعل از خون جگر کاغذ
66
پیام رقت خود داد دل از کوی تو جان را
چو آن یاری که بفرستد به یاری از سفر کاغذ
77
دل جامی ز بحر شعر باشد مخزن گوهر
ازان مخزن به دامن می برد اینک گهر کاغذ
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

